تبليغاتX
دوران طلايی آريايی
دوران طلايی آريايی
سرزمين من
نوشته شده در تاريخ 90/01/21 توسط عليرضا |
سلام دوستان
روی لینک زیر فوری کلیک کنید چون پای ایران عزیز ما در میونه به خلیج فارس رای بدین تا در جهان به اسم خلیج فارس نام برده بشه. 
وقتی روی لینک کلیک کردی یه صفحه باز میشه بالای نمودار اسم (خلیج فارس) رو تیک بزنین بعد هم روی vote کلیک کن
ازتون خواهش میکنم تا میتونین تبلیغ کنین.

http://www.persiano rarabiangulf. com/index. php
نوشته شده در تاريخ 90/06/27 توسط عليرضا |

phoca thumb m Hakhamaneshian2 تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

در این نگاره تصویرهایی از درفش های سرزمین در طول ، از گاه کهن و با درخشش درفش کاویانی نخستین درفش ایرانیان تا درفش جمهوری اسلامی که درفش کنونی میهن است جای گرفته است. این تصویرها از روی داده های تاریخی به شکلی که در این جستار خواهید دید به کشیده شده اند.

برای دیدن تمام پرچم ها به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 90/05/07 توسط عليرضا |

همانگونه که هر کشوری  پرچمی دارد و یا هر شرکت، سازمان یا گروه برای شناسایی و همبستگی بهتر افرادش و بر اساس  کارشان یا علامتی را برمی‌گزینند، دین‌ها و مذاهب نیز بنا براقتضای مکانی و زمانی و برای همبستگی  و شناخته  شدنشان، از سمبل یا نمادی  بهره می گیرند و این و سمبل علاوه بر این که سبب همبستگی  افراد آن گروه است، مورد احترام ایشان نیز هست. برای نمونه پیروانِ دینِ مسیحیت از
زَرتُشتیان نیز از  نَماد 
یا نشانِ صلیب بهره می‌گیرند، با دانایی از این که صلیب  برگرفته از علامتِ  خورشید در دورۀمیتراییسم است.  پیروان  یهود، ستارۀ شش پر یهودا را  که برگرفته از پرتوِ خورشید می باشد، به‌عنوانِ سَمبُلِ دینیِ خود برگزیده‌اند. فِرَوَهَر بهره می گیرند و با اندیشۀ  نیک می‌دانند که در این نماد،  بسیاری از  اندیشه‌ها و گفته های نیک اشوزَرتُشتنهفته است؛ همبستگی، برابری زن  و مرد، احترام به مقامِ بشریت، دادگری،  آبادانی، پاکیزه نگهداشتنِ  زمین، محیط  زیست و دیگر نیکویی ها، پاک نگهداشتنِ جسم و روان و دوری  گزیدن از کژی‌ها نمونه‌هایی از این اندیشۀ والا و ارزشمند است. این نقش در همۀ مکان‌های سپندینه، رسانه های گروهی زرتشتیان و یا با هر فرد نیک نهاد دیده می شود.

بیانِ نِگاره (نقش)  فِرَوَهَر

روشن تر و نیک تر بدانیم سَمبُل و نَماد  فِرَوَهَر شامل سه پَند نیک: اندیشۀ نیک، گفتار نیک و کِردار نیک برای پیروانِ کیش اَشو زَرتُشت است.

6 fravahar نَماد فِرَوَهَر | عکس | Tarikhema.ir

۱) نِگاره فِرَوَهَر از سر تا سینه،نقش پیرمردیست  که  تجربه، جهاندیدگی  و داناییِ  پیرانِ دانا و باخِرَد را می نمایاند.

۲) دستِ اَفراشته به سمت بالا، نشانۀ ستایش به درگاهِ آفریدگار و والامَنشی و بالا اندیشی است.

۳) حلقۀ دایره ای که در دستِ  پیر مرد قرار دارد، نشانۀ پیمان با  پروردگار و همبستگی هاست.

۴) بال های گشوده، نشانۀ اَندیشه، گفتار و کِردارِ نیک است که  با پیروی از آن، بشر به  کمال می رسد و  نیز نشانۀ برابری هاست. خط های روی بالِ فِرَوَهَرهم نشانۀ از سی و سه اَمشاسپندان (نام فرشتگان) می باشد.

۵) حلقۀ میانِ نگاره، نشانۀ بی پایانی روزگار، و برگشتِ رفتار و کردار آدمی به خود اوست.

۶) دو رشتۀ آویز، یکی در سمتِ راست، نماد سِپَنتا مِینوبه چَم (به معنا)، مقدس، راهنمایی  به نیکویی ها، اندیشۀ نیک  و سازندگی است و دیگری درسمتِ چپ نماد اَنگِرَه مِینو به چَم (به معنا)، اهریمن، راهنمای بدی و مظهرِ شَرّ و فساد و پَلیدیست. این دو رشتۀ  آویز به چم (به معنی) دو نیروی متضاد نیکی و بدیست، که  در نهادِ آدمی وجود دارند و نشانه‌ای برای مبارزۀ  همیشگی  و درونی  برای سازندگی‌هاست.

۷) دامندر سه ردیف در پایینِ نگاره، نشانۀ بداندیشی،  بد گفتاری و بد کرداری است  که در پایین قرار دارند، به‌این چم (معنی)، که بدی ها باید به زیرِ پا افکنده شوند.

۸) فَرتورِ(عکس) فِرَوَهَر،رویش به سمت راست (نه چپ) است که سوی راست همان سوی خاور (شرق) است که به چمِ (به معنا) روشنایی، راستی، پاکی و شادی است.

واژۀ فِرَوَهَر از دو واژه فِرَه به چمِ «پیش رو»، ووَهَر به چمِ  «بَرَنده و کِشَنده»تشکیل شده است و  به چمِ (به معنایِ) «پیش بَرندۀ جوهَرِ تن و روان» است که بشر را بسوی پیشرفت  و رسایی و جاودانی  رهبری می کند.

فِرَوَهَر یکی از بخش‌های  پنج گانه وجودِ بشر (تن و روان، جان، وجدان  و ) است و فِرَوَهَر در حقیقت ذرّه‌ای از پرتوِ اَهورایی (یزدان) است که در وجودِ بشر نهاده شده است.

این اثر از دوره هخامنشیان باقی مانده است  و بَر سَردرِ بنایِ تاریخیِ کهَن تخت جمشید به نام کاخِ  سه دروازه نقش بسته است. این نگاره را که در پاسارگاد و نقش رستم نیز حَکّ شده است،برخی به اشتباه اَهورامَزدا  می نامند.

زرتشتیان نیک اندیش و باورمند به گفته‌های  خردمندانۀ  اَشو زَرتُشت (زرتشت پاک)، نَقش فِرَوَهَر را که قدمتی بس طولانی دارد، سالهای سال است که به عنوانِ نماد یا نشان برای خود برگزیده اند.  برخی از خوش باوران و نیک نهادان، نیز که آشنا به  کار بُرد نمادِها و یا نمادِ  فِرَوَهَر نیستند و آن را فقط  زیبا  و دلنشین می پندارند، با این تصورکه از نژادِ آریایی هستند،از آن استفاده می کنند. بدون توجه به این که در سرزمینِ باستانیِ ایرانِ آریایی نژاد، نژادهای گوناگونی چون آشوری ها، کلدانی ها  و مادها  و دیگر نژادها  زندگی می کردند که پس از گذشت  زمان، هنگامی که آنان نیز به  دین یا مذهبی پایبند شدند، نمادِ آن دین ها را برگزیدند.

در طی دوره‌های طولانی در تاریخ این سرزمین،  گهگاهی خراشی  بر کشور اَهورایی وارد شده، ولی برای همیشه نقشِ فِرَوَهَر پاک  در فرهنگ این سرزمین، درخشان و ابدی باقی خواهد ماند. با توجه به اصل این نماد یا آرم، بهتر است با رعایتِ به‌جا و احترام به  قوانین و نمادهایدین زرتشتی و دین های دیگر، دین و فرهنگ خود را بهتر بشناسیم و آن را پاس بداریم.

نوشته شده در تاريخ 90/04/07 توسط عليرضا |

نمایی از سنگ‌نگاره فروهر در کاخ تچر

پلکان ورودی کاخ آپادانا

نمایی از کاخ هدیش

نمایی از یک دیواره در کاخ صد ستون

آرامگاه اردشیر سوم در ضلع شرقی تخت جمشید

مجلس بار عام شاهی خشایارشا واقع در ساختمان خزانهٔ شاهنشاهی
نوشته شده در تاريخ 90/03/26 توسط عليرضا |
از : عمربن الخطاب خلیفه المسلمین

به : یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

یزدگرد !
من آینده خوبی برای تو و ملتت نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا قبول کرده و بیعت نمایی.. زمانی سرزمین تو بر نیمی از جهان شناخته شده حکومت میکرد لیکن اکنون چگونه افول کرده است؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست. من راهی برای نجات به تو پیشنهاد می کنم... شروع کن به عبادت خدای یگانه ، یک خدای واحد ، تنها خدایی که خالق همه چیز در جهان است.. ما پیغام او را برای تو و جهان می آوریم ، او که خدای حقیقی است... آتش پرستی را متوقف کن ، به ملتت فرمان ده آتش پرستی را که کذب می باشد متوقف کنند و به ما بپیوندند برای پیوستن به حقیقت.

الله خدای حقیقی را بپرستید ، خالق جهان را. الله را پرستش نمایید و اسلام را بعنوان راه رستگاری خود قبول کنید... اکنون به راههای شرک و پرستش کذب پایان داده و اسلام را بعنوان ناجی خود قبول کنید. با اجرای این تو تنها راه بقای خود و صلح برای پارسیان را پیدا خواهی نمود. اگر تو بدانی چه چیزی برای پارسیان بهتر است ، تو این راه را انتخاب خواهی کرد. بیعت تنها راه می باشد.



الله اکبر

محل امضای عمرخلیفه المسلمین عمربن الخطاب

پاسخ یزدگرد سوم به عمر بن خطاب

از: شاهنشاه ، شاه پارس و غیره ، شاه کشورها ، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها ، شاه پارسها و ديگر نژادها و نیز تازیان ، شاهنشاه پارس ، یزدگرد سوم ساسانی.

به: عمربن الخطاب ، خلیفه تازی

به نام اهورا مزدا ، آفریننده جان و خرد. تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را بسوی خداوندت الله اکبر هدایت کنی ، بدون دانستن این حقیقت که ما که هستیم و ما چه را پرستش می نماییم!

شگفت انگیز است که تو در جایگاه خلیفه تازیان تکیه زده ای! با اینکه خردت به مانند یک ولگرد پست تازی است ، ولگردی در بیابان تازیان ، و مانند یک مرد قبیله ای بادیه نشین!

مردک! تو به من پیشنهاد می کنی که یک ایزد یگانه و یکتا را پرستش نمایم بدون اینکه بدانی هزاران سال است که پارسها ایزد یکتا را پرستش نموده اند و پنج نوبت در روز او را عبادت می نمایند! سالهاست که در این سرزمین فرهنگ و هنر ، این راه عادی زندگی بوده است.

زمانیکه ما سنت میهمان نوازی و کردارهای نیک را در گیتی پایه گذاری نموده وپرچم ' پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک ' را برافراشتیم، تو و نیاکانت بیابان گردی می کردید ، سوسمار می خوردید زیرا که چیز دیگری برای تغذیه خود نداشتید و دختران بیگناه خود را زنده بگور می نمودید!

مردم تازی هیچگونه ارزشی برای آفریدگان خداوند قایل نیستند! شما فرزندان خدا را گردن می زنید ، حتی اسیران جنگی را ، به زنان تجاوز می کنید ، دختران خود را زنده بگور می نمایید ، به کاروانها یورش می برید ، قتل عام می کنید ، زنان مردم را دزدیده و اموال آنها را به یغما می برید ! قلب شما از سنگ ساخته شده ، ما تمام این اعمال اهریمنی را که شما مرتکب می شوید محکوم می کنیم. چگونه شما می توانید به ما راه خدایی را تعلیم داده در حالیکه این گونه اعمال را مرتکب می شوید؟

تو به من می گویی پرستش آتش را متوقف کنم ! ما ، پارسها عشق آفریدگار و نیروی او را در روشنی آفتاب و گرمای آتش مشاهده می نماییم. روشنی و گرمای آفتاب و آتش ما را قادر می سازد تا نور حقیقت را مشاهده نموده و قلبهایمان را به آفریدگار و به یکدیگر شعله ور نماییم. به ما کمک می کند تا به یکدیگر مهر بورزیم ، ما را روشن نموده و قادر می سازد تا شعله مزدا را در قلبهایمان زنده نگهداریم.

خداوندگار ما اهورا مزداست و عجیب است که شما مردم نیز او را تازه کشف کرده و او را بنام الله اکبر نامگذاری نمودید. اما ما مثل شما نیستیم ، ما با شما در یک رده نیستیم. ما به نوع بشر کمک می کینم ، ما عشق را در میان بشریت می گسترانیم ، ما نیکی را در زمین می گسترانیم ، هزاران سال است که ما در حال گسترش فرهنگ خود بوده اما در راستای احترام به فرهنگهای دیگر گیتی ، درحالیکه شما بنام الله سرزمین های دیگر را مورد تاخت و تاز قرار می دهید

شما مردم را قتل عام می کنید ، قحط وقلا می آورید ، ترس و فقر برای دیگران ، شما به نام الله اهریمن می آفرینید. چه کسی مسئول این همه بدبختی است؟

آیا این الله است که به شما فرمان می دهد تا بکشید ، غارت نمایید و تخریب کنید؟ آیا این شما رهروان الله هستید که بنام او این اعمال را انجام میدهید؟ یا هردو؟

شما از گرمای بیابان ها و سرزمینهای سوخته بی حاصل و بدون منابع برخاسته ، شما می خواهید از طریق لشگر کشی و زور شمشیرهایتان به مردم درس عشق به خدا دهید ، شما وحشیان بیابانی هستید ، در حالیکه می خواهید به مردم شهر نشین مانند ما که هزاران سال است در شهرها زندگی می کنند درس عشق به خدا بدهید! ما هزاران سال فرهنگ در پشت سر داریم ، که به راستی یک ابزار نیرومند می باشد! به ما بگویید؟ با تمام لشگر کشی هایتان ، توحش ، کشتار و قحط و قلا بنام الله اکبر ، شما به این ارتش اسلامی چه آموخته اید؟ شما چه چیز به مسلمانان آموخته اید که بر آن ابرام می ورزید تا آنرا به دیگر ملل غیر مسلمان نیز بیاموزید؟ شما چه فرهنگی از این الله خود آموخته اید ، که حالا می خواهید به زور آنرا به دیگران تعلیم دهید؟

افسوس آه افسوس... که امروز ارتش های پارسی از ارتش شما شکست خورده اند. اکنون مردم ما می باید همان خدا را پرستش نماییند ، همان پنج نوبت در روز را ، اما با زور شمشیر و او را به عربی عبادت نمایند .. پیشنهاد می نمایم تو و دار و دسته راهزنت بساط خود را جمع کرده و به بیابانهای خود به جایی که در آن زندگی می کردید برگردید. آنها را به جایی برگردان که در آن عادت به سوختن در گرمای آفتاب را دارند ، زندگانی قبیله ای ، خوردن سوسمار و نوشیدن شیر شتر ، من اجازه نخواهم داد که تو دار و دسته راهزنت را در سرزمین های حاصلخیر ، شهرهای متمدن و ملت شکوهمند ما آزاد گذاری. این 'جانوران قسی القلب ' را ، برای قتل عام مردم ما ، دزدیدن زنان و فرزندان ما ، تجاوز به زنان ما و فرستادن دخترانمان به مکه بعنوان اسیر ، آزاد مگذار! به آنها اجازه نده تا بنام الله مرتکب اینگونه اعمال شوند ، به رفتار جنایتکارانه خود پایان ده.

آریایی ها بخشنده ، گرم ، میهمان نواز و مردمی نجیب بوده و هرجایی که رفته اند آنها بذر دوستی خود را گسترانده اند ، عشق و خرد و حقیقت. بنابراین ، آنها نباید تو و مردمت را برای رفتار جنایتکارانه و راهزنی مجازات نمایند.

من از تو درخواست می کنم که با الله اکبر خودت در بیابانهایت بمان و به شهرهای متمدن ما نزدیک مشو زیرا که اعتقادات تو ' خیلی مهیب ' و رفتارت ' بسیار وحشیانه ' می باشد.





محل امضای یزدگرد سوم
شاهنشاه یزدگرد سوم ساسانی

به همه فارسی زبانان بگویید تا از تاریخ و فرهنگشان آگاه شوند.


نوشته شده در تاريخ 90/03/06 توسط عليرضا |

 

اردشیر به زیان اوستایی اَرتَخشَترَه؛به پهلوی ارتخشیره و به یونانی؛آرتاکِسِرکِس خوانده شده است.
محمد بن جریر طبری در آغاز تاریخ ساسانیان؛نسب آنان را به کیانیان رسانده است و پیرامون نسب نامه اردشیر پاپکان مینویسد:«اردشیر پسر بابک پسر ساسان پسر مهرس پسر ساسان پسر بهمن پسر اسفندیار پسر بشتاسب پسر لهراسب پسر اوگی پسر کی مانوش بوده است» و همچنین در بند 30 از فصل 31 بندهش آمده سلسله نسب اردشیر به اسفندیار میرسد.اما همانگونه که میبینید این نسب نامه تا اندازه ای گنگ است وحتی برخی از نامها در آن به کلی گنگ و دور از ذهن هستند و بنابراین از این نسب نامه، ما در اینجا تنها به بابک پدر اردشیر میپردازیم:
بابک بر اساس نوشته ی طبری؛موبد موبدان پرستشگاه آناهیتا بود گویا این پرستشگاه در کعبه زرتشت کنونی به جای مانده بودو او را سرپرست این پرستشگاه؛پریستار یا پاتشای میخواندند.بابک از اردوان پنجم شاه اشکانی فرنام پادشاهی را برای پسر نخستش شاپور خواست.که با خودداری او روبه رو شد.با این وجود شاپور پس از مرگ پدر خود را پادشاه خواند و اردشیر را به زور پیرو خود کرد.پس از مرگ او اردشیر که دومین فرزند بابک بود در سال 220 میلادی ؛ شهریاری استخر را به دست آورد از آنجا که او اندیشه شاهنشاهی بزرگی را در سر داشت در سال 223 آغاز به لشگرکشی به گوشه و کنار کشور کرد و در نخستین گام کرمان را به چنگ آورد و سپس خوزستان و عمان فرمانبردار او شدند.به یاری بونک اصفهانی؛ مهرک نوشزادان که فرمانروای کرانه خلیج فارس بود شکست خورد.از آنجا که شاهنشاهی اشکانی دچار آشفتگی شده بود برخی از شهرها و استانها نیز از اردشیر پشتیبانی کردند .سپس اردشیر شهر سلوکیه را گرفت و به دنبال آن برخی از فرمانروایان میان رودان چون آرزون و بیت آرامای و زابدیستا به زیر پرچم اردشیر در آمدند.

تنها پس از گذشت 4 سال و آن هم به یاری هم پیمانان و شاهان میان رودان بود که اردشیر توانست در سال 224 میلادی اردوان اشکانی را در هرمزدگان خوزستان شکست داده و به قتل برساند البته کار دودمان اشکانی بی درنگ به پایان نرسید چرا که اردواز فرزند اردوان پنجم توانست در برخی از شهرهای شمالی کشور تا سال 230 میلادی فروانروایی کند و در هم هایی نیز از او در دست است.
دو سال پس از کشته شدن اردوان؛اردشیر توانست تیسفون را بگیرد و آنگاه خراسان و باختر و و خوارزم و مکران را فراچنگ آورد و به هند رفت و پنجاب را گرفت و به نزدیکی سیرهند رسید و پس از گرفتن باج از شاه آنجا به ایران بازگشت.
در 228 میلادی از فرات گذشت و آهنگ روم کرد و به الکساندرسوز قیصر روم پیغام داد که«آنچه رومیها در آسیا متصرف اند میراث من است و باید رومی ها به اروپا اکتفا و آسیا را تخلیه کنند»
الکساندرسوز فرستادگان ایران به زندان انداخت و با سه لشگر به ترتیب به آذربایجان و شوش و قلب ایران یورش برد که خود نیز سرداری و رهبری اردوی سوم را به عهده گرفت.
اردشیر اردوی دوم را به آسانی شکست داد و کامروایی هایی در اردوی نخست داشت هرچند که هنگام عقب نشینی تلفات زیادی داد و به دنبال آن اردوی سوم روم نیز عقب نشینی کرد. پیامد این جنگ این بود که نصیبین و حران به قلمرو ایران افزوده شد .اردشیر در ادامه به سمت ارمنستان رفت اما با پایداری خسرو ؛شاه آن روبه رو شد که در پایان توانست ارمنستان را به چنگ آورد.
پس از این جنگها ؛فرمانروایان محلی دوره اشکانی سخت مورد تعقیب قرار گرفتند تا جاییکه بیشتر آنها به کشورهای همسایه چون هند و افغانستان گریختند.
از مهمترین اقدامهای او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1)
گردآوری اوستا
2)
ایجاد پادشاهی یکپارچه و کم کردن قدرت فرمانروایان محلی
3)
رسمی کردن مزدیسنا و پیوند دین و دولت
4)
به وجود آوردن سامانه طبقه بندی شده
5)
زنده کردن قشون جاویدان داریوش بزرگ
6)
آسان گرفتن در پادفاره کردن
7)
گستراندن 6 گونه سکه به صورت پی در پی
8)
ساخت شهرهایی چون خره اردشیر؛به اردشیر؛بهمن اردشیر؛رامهرمز اردشیر؛هرمزد اردشیر؛بوذاردشیر؛هشت اردشیر و بتن(تن)اردشیر.

پیرامون گردآوری اوستا باید گفت که اردشیر پس از وَلَخش؛پادشاه اشکانی که برای گردآوری اوستا تلاش هایی کرده بود؛نخستین پادشاهی بود که به این کار همت ورزید و هیربدان هیربد؛تنسر را بدین کار گمارد.

اردشیر نیز مانند پدرش فرنام پریستار(پاتشخای) آتشکده آناهیتا را نیز افزون بر فرنام شاهی به خود افزود او این ریاست مذهبی خود را در عناوین رسمی چنین یاد میکند:
«
مزدیسن مینو چیتری هچ یزدان»به این معنی که «پرستنده هرمزد که چهره از یزدان دارد » لوکونین ص 66
اردشیر از زمان تاجگذاری به عنوان خویش که پریستار پرستشگاه آناهیتا بوذ عنوان پریستار آتشکده شاهی را که به نام اهوره مزدا بنیاد یافته بود؛افزود.او نه تنها قدرت اداری و نظامی بلکه امور دینی را نیز در دست داشت و همچنین در روز مهرگان رخت نو به مردم میبخشید.
او در بیستم مارس 224 میلادی درگذشت، البته برخی پژوهشگران چون نولدکه مینویسد شاید اردشیر در ژوئیه 241 میلادی در گذشته باشد.زمان پادشاهی او نزدیک به 14 سال و دو ماه بود.

نویسنده:یزدان صفایی

 

نوشته شده در تاريخ 90/02/07 توسط عليرضا |

ایرانیان قدیم ۳۰ روز ماه را به ۳۰نام میخواندند که این نام ها از اوستا سرچشمه گرفته بود.هرگاه نام روز و ماه با یکدیگر برابر ی شد جشنی به پا میداشتند و به شادی روزگار میگذراندند.نام روزهای ماه عبارت بود از:

۱.اورمزد:ساده شده اهورامزدا.نام خداوند هستی بخش بزرگ توانا و دانا

۲.بهومن:اندیشه پاک

۳.اردیبهشت:بهترین راستی و برترین پاکی

۴.شهریور:شهریاری و نیرومندی

۵.سپندارمذ:فروتنی  و مهر پاک.مهر بدون آلایش

۶.خورداد:تندرستی و رسایی

۷.امرداد:بی مرگی و جاودانگی

۸.دی به آذر:آفریدگار

۹.آذر:آتش و فروغ و روشنایی

۱۰.آبان:آب ها و هنگام آب

۱۱.خیر(خور):آفتاب و خورشید

۱۲.ماه:ماه

۱۳.تیر:ستاره باران

۱۴.گوش:جهان،زندگی و هستی

۱۵.دی ب مهر:آفریدگار

۱۶.مهر:دوستی و پیان

۱۷.سروش:فرمانبرداری(از ندای غیبی به هدایت)

۱۸.رشن:دادگری

۱۹.فروردین:نیروی پیشرفت و زایش

۲۰.ورهام:پیروزی

۲۱.رام: رامش و شادمانی

۲۲.باد

۲۳.دی ب دین:آفریدگار

۲۴.دین:بینش درونی انسان(وجدان و کیش و قانون حق)

۲۵.آرد(اشی):خوش بختی،دارایی و ثروت

۲۶.آشتاد:راستی

۲۷.آسمان

۲۸.زامیاد:زمین(زمین داده)

۲۹.مانتره سپند:گفتار پاک

۳۰.انارام(انفره):فروغ و روشنایی بی پایان


درپناه اهورا مزدا....

نوشته شده در تاريخ 90/01/11 توسط عليرضا |
کورش، پادشاه بزرگ هخامنشی که به بیان برخی مفسرین از جمله علامه طباطبایی به احتمال زیاد همان ذوالقرنین است، منشوری مکتوب از خود به یادگار گذاشته که اولین منشور حقوق بشر جهان محسوب ميشود.

منشور کورش کبیر (ذوالقرنین) ,اولین اعلامیه حقوق بشر

کوروش بزرگ

کورش، پادشاه بزرگ هخامنشی که به بیان برخی مفسرین از جمله علامه طباطبایی به احتمال زیاد همان ذوالقرنین –پادشاه ستوده شده در قرآن- است، منشوری مکتوب از خود به یادگار گذاشته که هنوز نیز موجود است و به عنوان اولین منشور حقوق بشر جهان شناخته شده می شود. این منشور را با هم می خوانیم:

اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم

كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد

دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ،
هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،
كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد


من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر
بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد

من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد
و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد




من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرسد
و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ،
مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ،

و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ،
مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند




من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ،
مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است
و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران

من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند


و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند
و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد


و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند

قبر کوروش

 

نوشته شده در تاريخ 90/01/11 توسط عليرضا |

مهدي بسارده روزشنبه در گفت وگو با ايرنا درباره اقدامات حفاظتي از كاخ كورش اظهارداشت: هم اكنون زبده ترين تيم هاي باستان شناسي با طراحي يك سري اقدامات و سازه هاي كارشناسي شده اثر تاريخي كاخ كوروش را محافظت مي كنند.
وي يادآورشد: پيش از اين نيز آثار تاريخي كاخ كورش (چرخاب) با سرپوشيده كردن، از فرسايش ناشي از آب باران و نور خورشيد در امان مانده است.
بسارده اضافه كرد: نور خورشيد بيشترين تاثيرفرسايشي روي سنگ ها به ويژه آثار تاريخي با قدمت بالا دارد، طوري كه آثار تاريخي مدفون شده زير زمين كه بعد از سالها و يا قرن ها كشف شده، ماندگاري بيشتري نسبت به آثار در معرض نور خورشيد دارند.
مسوول ميراث فرهنگي دشتستان در مورد نم و رطوبت اطراف ستون هاي كاخ كورش گفت: علت نم و رطوبتي كه از زير زمين بالا آمده و در كناره هاي ستون ها مشاهده مي شود به اقتضاي مكان آن، كه در محاصره زمين هاي كشاورزي است، مي باشد.
وي اضافه كرد: اين مورد در واقع مشكل خاصي براي اثر به وجود نمي آورد چون خود سالهاي سال زير همين زمين مدفون بوده است.
مسوول ميراث فرهنگي دشتستان از طراحي سازه هاي كارشناسي شده براي محافظت كاخ كورش، از نم و رطوبت خبرداد و گفت: اقداماتي نظير تعبيه ناودان هاي هدايت آب باران، به گونه اي كه آب به اثر نرسد و آبهاي اطراف هم به آن وارد نشود از آن جمله است.
وي اضافه كرد: حصار كشي و برق كشي و ايجاد شبكه بي سيم براي ارتباط حفاظتي مناسب در تمام ساعات شبانه روز ونيزايجاد راه مواصلاتي آسفالته از اقدامات حفاظتي آثار باستاني چرخاب و بردك سياه در اين شهرستان است.
بسارده با شاره به دور سوم سفر استاين رييس جمهوري و هيات دولت به استان بوشهر و بركان آن براي ميراث فرهنگي اين استان اشاره كرد و گفت: به تبع اعتبارات بسيار خوبي كه به بخش ميراث فرهنگي استان بوشهر در اسن سفراختصاص يافته توجه ويژه اي نيز به آثار تاريخي دشتستان شده است.
وي تخصيص اعتبار ويژه براي تملك حريم هاي آثار تاريخي كارخ كورش (چرخاب) و گوردختر درمنطقه پشتكوه دشتستان را بي نظير خواند.
مسوول ميراث فرهنگي دشتستان گفت: خريد زمين هاي اطراف آثار، بويژه كاخ كوروش كه در منطقه سرسبز و زمين هاي كشاورزي قرار دارد و تبديل آن به يك موزه طبيعي و منطقه گردشگري ويژه در دستور كار است.
بسارده افزود: همچنين تبديل كاروانسراي مشير برازجان به بازارچه صنايع دستي وموزه مردم شناسي و معرفي ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري در قالب مستند سازي را از ديگر مصوبات سفرسوم هيات دولت براي شهرستان دشتستان برشمرد.
كاخ كورش (چرخاب) در يك كيلومتري غرب شهر برازجان واقع شده است.
اين كاخ كه مربوط به دوره هخامنشي است درسال 1351 توسط تيم كاوش اين محوطه باستاني از زير خاك بيرون آورده شد و به نام كاخ چرخاب معروف شده است از جنبه هاي تاريخي از مفاخر ملي است كه به عنوان الگوي پيشرفت معماري و حجاري هخامنشيان وبيانگر تشكيل امپراطوري پس از پاسارگاد است .
كاخ كورش (چرخاب) كاخ ناقصي است كه هرگز مسكوني نشد و كاوش‌هاي باستان‌شناسي نشان مي‌دهد ساخت اين كاخ بزرگ به فرمان كورش كبيربا هدف گسترش قدرت او در حاشيه خليج فارس ساخته شده كه احتمالا با مرگ او متوقف شده است.
برخي كارشناسان باستان شناس مي گويند: جلگه برازجان در دوره هخامنشي اهميت فراوان داشته و علت آن هم اين بوده كه ايران در دوره هخامنشي صاحب نيروي دريايي بوده و توانسته در اين دوره از راه دريا به تجارت و كشورگشايي بپردازد و علت اصلي انتخاب اين جلگه نيز نزديكي آن به خليج فارس و در پي آن تسلط به راههاي تجاري منطقه و تحت نظر داشتن آبراهه هاي جنوبي از لحاظ سياسي و اقتصادي بوده است.
شهر برازجان مركز شهرستان دشتستان در فاصله 56 كيلومتري شرق بوشهر واقع است.

نوشته شده در تاريخ 90/01/07 توسط عليرضا |

جام مارلیک

معمولا ایران را با ورود آریایی ها و تشکیل دولت ها و سپس امپراطوری های بزرگ آریایی می شناسیم؛ اما امروز دیگر جای هیچ تردیدی نیست که قبل از ورود و اسکان آریایی ها ، اقوام بومی ایران، از زمان های بسیار دور در این سرزمین  زندگی می کرده و در نوع خود صاحب تمدنی بی نظیر بوده اند. این اقوام به صورت پراکنده  هر کدام در گوشه ای از فلات ایران، به زندگی مشغول بوده اند. فلات ایران_ و نه کشور ایران_  سرزمینی پهناور است که از شمال شرقی به رود سیحون، از شمال به دریای خزر، از شمال غربی به منطقه ماوراءالنهر قفقاز، از شرق به کوه های هندوکش و رود سند، از جنوب به خلیج فارس و از غرب به دجله و فرات در بین النهرین محدود بود. این گستره وسیع مهم ترین بخش جهان را از جهت ایجاد اولین جوامع بشری و ایجاد تمدن ها و فرهنگ ها تشکیل می داد. زیرا با داشتن سلسله جبالی که گرداگرد آن را فراگرفته بودند و کوه های پراکنده در آن، رودها و دشت های سرسبز و جنگل های پوشیده از درخت، از تنوع آب و هوایی و شرایط مساعد کشاورزی و دامپروری برای زندگی انسان برخوردار بوده است. اگر چه نشانه های شهر نشینی و تمدن در ایران به 7500 سال پیش باز می گردد، اما شواهد بسیاری مبنی بر حیات در دوره ای بسیار دورتر از این نیز در ایران کشف شده است.

ایران نخستین سرزمینی است که در آن مردم به استخراج و استعمال فلزات پی برده اند...

بر اساس برخی مدارک، به نظر می رسد...



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 89/11/16 توسط عليرضا |

از هر بچه مدرسه ای که در مورد والنتاین سوال کنی می داند که "در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم.کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند.کلودیوس به قدری بی رحم وفرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت.اما کشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد.کلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود .سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق،با قلبی عاشق اعدام می شود.....بنابراین او را به عنوان فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق!"اما کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است.!جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مزگان" یا "اسفندار مزگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مزگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.

سپندار مزگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند.

ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریکاییها هستند که به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می کنند. مردمانی که چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند که ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریکاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند که عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملکرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی که این روزها مردم کشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریکاییها تقریبا تنها به یک زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.
"
اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله کاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینکه ریشه در خاک، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست که دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش کرده اند!برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، کسانی هستند که توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی کنند و حیات خود را تا ارتفاع یک افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یک ملت و تعداد سربازانی که در جنگ کشته شده اند نیست؛ بلکه ارزشی است که آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از 26 بهمن(Valentine)

 به 29بهمن(سپندار مزگان ایرانیان باستان)منتقل کنیم .

منبع:http://sefeedbarfy.blogfa.com

نوشته شده در تاريخ 89/11/16 توسط عليرضا |
* واژهٔ کوروش * دورهٔ قدرت * فرزندان * آخرین نبرد * ذوالقرنین



نام کوروش در زبان‌های گوناگون باستانی به‌گونه‌های مختلف نگاشته شده‌است:
پارسی باستان: Kūruš
...

توضيحات بيشتر(در مورد مطالب بالا) در ادامه مطلب...


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 89/11/11 توسط عليرضا |

در باره این موضوع که ذو القرنین مطرح شده در قران کیست همواره نظرات متفاوتی وجود داشته است لیکن

شواهد زیادی وجود دارد...


برگرفته از وبلاگ sepidar82.persianblog.ir



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 89/11/11 توسط عليرضا |

آبان دخت: دخترآبان ، نام زن داریوش سوم

آرتیستونا : دختر کوروش بزرگ(راستی پیروز شد  راستی سرفراز شد

آبتین: نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی

آتوسا: قدرت و توانمندی - دختر کورش و زن داریوش اول

 

........


منبع:http://7rokheiran.blogfa.com/



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 89/11/06 توسط عليرضا |

در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی به هنگام کاوشهای باستان‌شناسی هیئت بریتانیایی در محوطه باستانی بابل در بین‌النهرین، هرمز رسام(۱۸۲۶- ۱۹۱۰) باستان‌شناس بریتانیایی آسوری‌تبار، استوانهٔ گلی‌ای را یافت که شامل نوشته‌هایی به خط میخی بود.

 

منشور کورش هخامنشی، کهن‌ترین بیانیه حقوق بشرِ شناخته شده جهان و سند سربلندی ایرانیان از همزیستی آشتی‌جویانه و گرامیداشتِ باورها و اندیشه‌های همه مردمان تابعه در هنگامه بنیادگذاری نخستین امپراطوری جهان است.

محل اصلی نگهداری این منشور ، موزه بریتانیاست .

در جریان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، منشور کوروش به رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و به نمایش در آمد.

 این منشور در تاریخ ۱۹ شهریور ۱۳۸۹ وارد ایران و تحویل موزه ایران باستان شد.

 قرار است منشور کوروش چهار ماه در ایران در معرض بازدید قرار گیرد و بعد از آن مجدداً به موزه بریتانیا تحویل داده شود.

 این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود و در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد.

بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود.

نوشته شده در تاريخ 89/10/25 توسط عليرضا |

داستان ذوالقرنین در قرآن در سوره کهف به این شرح آمده است:

و از تو در باره ذو القرنین می‌پرسند. بگو: برای شما از او چیزی می‌خوانم. (۸۳) ما او را در زمین مکانت دادیم و راه رسیدن به هر چیزی را به او نشان دادیم. (۸۴) او نیز راه را پی گرفت. (۸۵) تا به غروبگاه خورشید رسید. دید که در چشمه‌ای گِل‌آلود و سیاه غروب می‌کند و در آنجا مردمی یافت. گفتیم: ای ذو القرنین، می‌خواهی عقوبتشان کن و می‌خواهی با آنها به نیکی رفتار کن. (۸۶) گفت: اما هر کس که ستم کند ما عقوبتش خواهیم کرد. آن گاه او را نزد پروردگارش می‌برند تا او نیز به سختی عذابش کند. (۸۷) و اما هر کس که ایمان آورد و کارهای شایسته کند، اجری نیکو دارد. و در باره او فرمانهای آسان خواهیم راند. (۸۸) باز هم راه را پی گرفت. (۸۹) تا به مکان برآمدن آفتاب رسید. دید بر قومی طلوع می‌کند که غیر از پرتو آن برایشان هیچ پوششی قرار نداده‌ایم. (۹۰) چنین بود. و ما بر احوال او احاطه داریم. (۹۱) باز هم راه را پی گرفت. (۹۲) تا به میان دو کوه رسید. در پس آن دو کوه مردمی را دید که گویی هیچ سخنی را نمی‌فهمند. (۹۳) گفتند: ای ذو القرنین، یأجوج و مأجوج در زمین فساد می‌کنند. می‌خواهی خراجی بر خود مقرر کنیم تا تو میان ما و آنها سدی برآوری؟ (۹۴) گفت: آنچه پروردگار من مرا بدان توانایی داده است بهتر است. مرا به نیروی خویش مدد کنید، تا میان شما و آنها سدی برآورم. (۹۵) برای من تکه‌های آهن بیاورید. چون میان آن دو کوه انباشته شد، گفت: بدمید. تا آن آهن را بگداخت. و گفت: مس گداخته بیاورید تا بر آن ریزم. (۹۶) نه توانستند از آن بالا روند و نه در آن سوراخ کنند. (۹۷) گفت: این رحمتی بود از جانب پروردگار من و چون وعده پروردگار من در رسد، آن را زیر و زبر کند و وعده پروردگار من راست است. (۹۸)

نوشته شده در تاريخ 89/10/25 توسط عليرضا |

درود بر همگان.

وصیت نامه:

فرزندان من، دوستان من! من اکنون به پایان زندگی نزدیک گشته‌ام. من آن را با نشانه‌های آشکار دریافته‌ام. وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپندارید و کام من این است که این احساس در کردار و رفتار شما نمایانگر باشد، زیرا من به هنگام کودکی، جوانی و پیری بخت‌یار بوده‌ام. همیشه نیروی من افزون گشته است، آن چنان که هم امروز نیز احساس نمی‌کنم که از هنگام جوانی ناتوان‌ترم. من دوستان را به خاطر نیکویی‌های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌بردار خویش دیده‌ام. زادگاه من بخش کوچکی از آسیا بود. من آنرا اکنون سربلند و بلندپایه باز می‌گذارم. اما از آنجا که از شکست در هراس بودم، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم. حتی در پیروزی های بزرگ خود، پا از اعتدال بیرون ننهادم. در این هنگام که به سرای دیگر می‌گذرم، شما و میهنم را خوشبخت می‌بینم و از این رو می‌خواهم که آیندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چیزی است شبیه به خواب. در مرگ است که روح انسان به ابدیت می پیوندد و چون از قید و علایق آزاد می گردد به آتیه تسلط پیدا می کند و همیشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنین بود که من اندیشیدم به آنچه که گفتم عمل کنید و بدانید که من همیشه ناظر شما خواهم بود، اما اگر این چنین نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسید که در بقای او هیچ تردیدی نیست و پیوسته شاهد و ناظر اعمال ماست. باید آشکارا جانشین خود را اعلام کنم تا پس از من پریشانی و نابسامانی روی ندهد. من شما هر دو فرزندانم را یکسان دوست می‌دارم ولی فرزند بزرگترم که آزموده‌تر است کشور را سامان خواهد داد. فرزندانم! من شما را از کودکی چنان پرورده‌ام که پیران را آزرم دارید و کوشش کنید تا جوان‌تران از شما آزرم بدارند. تو کمبوجیه، مپندار که عصای زرین پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان یک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن‌تری هستند. همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند . هر کس باید برای خویشتن دوستان یک دل فراهم آورد و این دوستان را جز به نیکوکاری به دست نتوان آورد. از کژی و ناروایی بترسید. اگر اعمال شما پاک و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد یافت، ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید، دیری نمی انجامد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت و خوار و ذلیل و زبون خواهید شد. من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم. نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود. به نام خدا و نیاکان درگذشته‌ی ما، ای فرزندان اگر می خواهید مرا شاد کنید نسبت به یکدیگر آزرم بدارید. پیکر بی‌جان مرا هنگامی که دیگر در این گیتی نیستم در میان سیم و زر مگذارید و هر چه زودتر آن را به خاک باز دهید. چه بهتر از این که انسان به خاک که این‌همه چیزهای نغز و زیبا می‌پرورد آمیخته گردد. من همواره مردم را دوست داشته‌ام و اکنون نیز شادمان خواهم بود که با خاکی که به مردمان نعمت می‌بخشد آمیخته گردم. هم‌اکنون درمی یابم که جان از پیکرم می‌گسلد ... اگر از میان شما کسی می‌خواهد دست مرا بگیرد یا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزدیک شود و هنگامی که روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم که پیکرم را کسی نبیند، حتی شما فرزندانم. پس از مرگ بدنم را مومیای نکنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید. زودتر آنرا در آغوش خاک پاک ایران قرار دهید تا ذره ذره های بدنم خاک ایران را تشکیل دهد. چه افتخاری برای انسان بالاتراز اینکه بدنش در خاکی مثل ایران دفن شود. از همه پارسیان و هم‌ پیمانان بخواهید تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اینکه دیگر از هیچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گویند. به واپسین پند من گوش فرا دارید. اگر می‌خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید.

 

                                

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به علیرضا مي باشد.

ابزار رایگان وبلاگ